اشعار دکتر مهدیزاده زیر ذره بین ققنوس

اردیبهشت۸

به گزارش روابط عمومی رادیو فرهنگ، «ققنوس» برنامه‌ای است از گروه فرهنگ و ادب که هر جمعه ها ساعت ۱۵:۳۰ تا ۱۶:۳۰ با موضوع شعر معاصر تقدیم مخاطبان ادب دوست شبکه فرهنگ می شود.
علیرضا بدیع کارشناس برنامه این هفته میزبان دکتر مهدیزاده شاعر، پژوهشگر و روزنامه نگار خواهد بود تا درباره اشعارش با وی گفتگو کند.
دکتر مهدیزاده از سال ۱۳۶۳ تا هم‌اکنون، مسوولیت صفحات شعر مجله اطلاعات هفتگی را عهده‌دار است. وی همچنین سردبیر مجله روزهای زندگی و مدرس دانشگاه است و داور جشنواره های مختلف از جمله دانشگاه، حوزه و نیز دفاع مقدس بوده است.
آثار او در زمینه شعر عبارت است از: «کنار پنجره‌های بارانی»، «از تو و عشق»، «عاشقانه با خدا»، «دور از چشم فرشته‌ها»، «بدون واژه می‌آیم سراغت» و «به پیشوار آرزوهایم بیا» و در زمینه نثر ادبی: «نامه‌ای به تو»، «لحظه‌های درنگ»، «روی بالهای دریا»، «آرام‌تر از خواب درختان»، «تو را دوست دارم»، «سنگ‌ها برایت آواز می‌خوانند» و «عطر تو را تلاوت می کنم».
سردبیر و تهیه کننده: مرتضی صداقت‌گو، کارشناس مجری: علیرضا بدیع، گوینده: سکینه ارجمندی، نویسنده: ضیاالدین خالقی عوامل برنامه ققنوس اند که از ساعت ۱۵:۳۰ تا ۱۶:۳۰ از رادیو فرهنگ پخش می شود.

منبع سایت رادیو فرهنگ – ۹۴/۰۲/۰۴

برای شنیدن این برنامه اینجا را کلیک نمایید.

محمدرضا مهدیزاده | دسته‌بندی نشده | ۱ Comment »

یک پرسپولیسی سردبیر مجله یک استقلالی/ جشن تولدی برای قدیمی‌ترین سردبیر مجلات خانوادگی

بهمن۶

گزارشی از یک دیدار1
برخی دوستان شاعر خیلی زودرنج هستند و با اولین مشکل کار را رها می‌کنند. من هم‌اکنون قدیمی‌ترین سردبیر مجله‌های خانوادگی در ایران هستم با ۲۴ سال سابقه.

خواندن بیشتر… »

محمدرضا مهدیزاده | دسته‌بندی نشده | بدون دیدگاه »

انتشار کتاب دو بیتی های عاشورایی

آبان۱۹
محمدرضا مهدیزاده | دسته‌بندی نشده | بدون دیدگاه »

برای مردم مظلوم و مقاوم غزه

مرداد۲۵

زیبایی زخمی

با این رودخانه‌ی اشک انگار
همه ابرهای ارغوانی
مال توست
دل بی‌قرار را
                 بردار
روی مقدس‌ترین نقطه‌ِی نقشه‌ی جهان
                                         بگذار
بگذار واژه‌های بارانی من
گیسوان بافته و بیدار تو را
                            خیس کنند
بگذار ماه
دور زیبایی زخمی تو
                          بگردد
بی‌شک
موشک نمی‌تواند
مشتهای پر از سنگ تو را
                        خالی کند
در این روزهای بی‌برگی
که دفترچه‌ها و ترانه‌هایت
                     پرپر می‌شوند
سنگهای تو یکی ـ یکی
گنجشک و کبوتر می‌شوند
و مرگ نمی‌تواند
باغ پر از انار و زیتون را
نگاه نجیب مجنون را
             از تو بگیرد
حتی اگر
کودک وحشتزده‌ی آرزوی تو
در یک بعدازظهر داغ
تکه تکه
در آغوشت بمیرد
         ***
سنگهایت را
یک لحظه هم
بر زمین مگذار
بگذار فرشته‌ها
فنجان چایت را بنوشند
و دگمه‌های پیراهنت را ببندند
گاهی که خسته می‌شوی
سرت را بالا بگیر
تا خدا برای دیدنت
کمی از عرش پایین بیاید
و روی فرش ترکش خورده‌ات
                             بنشیند
و به جای تو
                غزل بسراید
                             
محمدرضا مهدیزاده-۹۳/۵/۲۴

محمدرضا مهدیزاده | اشعار | ۱ Comment »

آذر۱۴

شب روز
اگر چه عاشقی پر شور بودیم
به خود نزدیک و از هم دور بودیم
شب و روز از جدایی می‌سرودیم
من و تو وصله‌ای ناجور بودیم

رفتی
دلم غرق تماشا بود، رفتی
میان اشک و آه و دود رفتی
کنار حسرتی دیرینه ماندم
بهار من، گل من، زود رفتی

رود عشق
دلم باغی پر از ریحان و گل بود
به روی رود عشقت مثل پل بود
نگاهم کردی و ویران شد این دل
مگر چشم تو از قوم مغول بود؟

گذشت عمر و…
دلت را خانه‌ی دریا نکردی
نگاهی بر من شیدا نکردی
درون چشم تو گم بودم، افسوس
گذشت عمر و مرا پیدا نکردی

برو ای غم
مبادا زرد باغ دختر من
و یا کم سو چراغ دختر من
برو ای غم، برو بیرون از این شهر
میا هرگز سراغ دختر من

از تازه‌ترین اثر به چاپ رسیده “بدون واژه می‌آیم سراغت” – پاییز ۱۳۸۹

محمدرضا مهدیزاده | دسته‌بندی نشده | ۲۲ دیدگاه‌ها »

آذر۹

بدون واژه
مرا هر چند سوزاندی به ناحق
به شمع و گل شود پروانه ملحق
بدون واژه می‌آیم سراغت
تتق تق تق، تتق تق تق، تتق تق

چه می‌شد؟
به باغم یاسمن بودی چه می‌شد؟
عروس این چمن بودی چه می‌شد؟
چرا چون باد رفتی از کنارم؟
همیشه مال من بودی چه می‌شد؟

خدایا
خدایا، نام تو ورد زبانم
ولی جز نام، هیچ از تو ندانم
نمی‌خواهم اسیر خواب باشم
تکانم ده، تکانم ده،تکانم

بی هیاهو
خروش هفت دریا، بی‌هیاهو
خدا بی ما و با ما، بی‌هیاهو
از این بیدادها، نامردمی‌ها
دلم خون است، اما بی‌هیاهو

از تازه‌ترین اثر به چاپ رسیده “بدون واژه می‌آیم سراغت” – پاییز ۱۳۸۹

محمدرضا مهدیزاده | دسته‌بندی نشده | بدون دیدگاه »

آذر۴

آرزوها
ببین سقف جهان کوتاه، کوتاه
ز توصیفش زبان کوتاه، کوتاه
تمام آرزوهای من و تو
درازند و زمان کوتاه، کوتاه

ولی
رها کردی چرا دست دلم را؟
به خاک و خون کشیدی حاصلم را
مرا تو می‌کشی صدبار در روز
ولی من دوست دارم قاتلم را

من تو را…
سراسر خواب من کابوس، کابوس
ندارم در شبم فانوس، فانوس
به دل آمد بگویم من تو را دوست
ولی لب وا نشد، افسوس، افسوس

از تازه‌ترین اثر به چاپ رسیده “بدون واژه می‌آیم سراغت” – پاییز ۱۳۸۹

محمدرضا مهدیزاده | دسته‌بندی نشده | ۲ دیدگاه‌ها »

آبان۲۹

آیینه بازی
بجز دستت ندارم یار دیگر
بجز آیینه بازی کار دیگر
چو بستی چشم را آیینه بشکست
نگاهم کن فقط یک بار دیگر

مبادا
مبادا مثل برگی زرد باشیم
رفیق مردم بی درد باشیم
مزن بر عاشقان از پشت خنجر
بیا ای دل همیشه مرد باشیم

تلخ و شیرین
غم نامهربانی، تلخ و شیرین
قضای آسمانی، تلخ و شیرین
چو کردم چشم خود را باز و بسته
گذشت این زندگانی، تلخ و شیرین

از تازه‌ترین اثر به چاپ رسیده “بدون واژه می‌آیم سراغت” – پاییز ۱۳۸۹

محمدرضا مهدیزاده | دسته‌بندی نشده | بدون دیدگاه »

من همیشه در کنار

خرداد۱۹

تقدیم به برادر شهیدم مرتضی

گم‌ شدم در آینه، بی‌ترانه و بهار

رد تو در آسمان، رد من در این غبار

بی‌هوا و بی‌هوس، پر زدی از این قفس

زنده‌ام به یک نفس، مرده‌ام هزار بار

چشمهای هر چه رود، یک نشانه از تو بود

تو میان موجها، من همیشه در کنار

دست تو پر از قنوت، دست من پر از سکوت

محو قوت لایموت، خسته‌ام ز روزگار

سهمت از سفر چه بود، باغهایی از بهشت

سهم من فقط همین، سوت آخرین قطار

من رفیق نیمه‌راه، مانده در شب گناه

تو فراتری ز ماه، مهربان و رستگار

با تب زیان و سود، کی توان تو را سرود

با تخیل کبود، واژه‌های در حصار

۱۳۸۴/۲/۲۲

محمدرضا مهدیزاده | دسته‌بندی نشده | ۲۴ دیدگاه‌ها »

خرداد۱۹

سلام

سلام

ای قشنگ‌ترین آغاز!

اگر پاسخم را ندهی

لام تا کام

لب نمی‌کنم باز

جستجو

به جستجوی تو

پاهایم را

فرسوده دوردستها

می‌کنم

و غافلم

این نانی که در سفره است

بوی شاداب تو را دارد

آواره

آواره توام

تنها و بی‌ستاره

در دورترین شنبه‌ها

در نزدیک‌ترین دیدار

اتاقی به من می‌دهی آیا!؟

مهربانی

روی ایوان کهنه

چند تکه مهربانی

افتاده است

سرم را بالا می‌گیرم

تو هنوز مرا دوست داری

زیر باران

بوسه‌هایم را

زیر باران می‌شویم

و رو به تو می‌گویم

کاش طعم لبهایت را

می‌چشیدم

محمدرضا مهدیزاده | دسته‌بندی نشده | ۳ دیدگاه‌ها »
« Older Entries