آبان۲۹

آیینه بازی
بجز دستت ندارم یار دیگر
بجز آیینه بازی کار دیگر
چو بستی چشم را آیینه بشکست
نگاهم کن فقط یک بار دیگر

مبادا
مبادا مثل برگی زرد باشیم
رفیق مردم بی درد باشیم
مزن بر عاشقان از پشت خنجر
بیا ای دل همیشه مرد باشیم

تلخ و شیرین
غم نامهربانی، تلخ و شیرین
قضای آسمانی، تلخ و شیرین
چو کردم چشم خود را باز و بسته
گذشت این زندگانی، تلخ و شیرین

از تازه‌ترین اثر به چاپ رسیده “بدون واژه می‌آیم سراغت” – پاییز ۱۳۸۹

محمدرضا مهدیزاده | دسته‌بندی نشده


آدرس ایمیل بصورت عمومی نمایش داده نمی شود.


مثال : http://www.m-mehdizade.ir

نظر شما: