آذر۹

بدون واژه
مرا هر چند سوزاندی به ناحق
به شمع و گل شود پروانه ملحق
بدون واژه می‌آیم سراغت
تتق تق تق، تتق تق تق، تتق تق

چه می‌شد؟
به باغم یاسمن بودی چه می‌شد؟
عروس این چمن بودی چه می‌شد؟
چرا چون باد رفتی از کنارم؟
همیشه مال من بودی چه می‌شد؟

خدایا
خدایا، نام تو ورد زبانم
ولی جز نام، هیچ از تو ندانم
نمی‌خواهم اسیر خواب باشم
تکانم ده، تکانم ده،تکانم

بی هیاهو
خروش هفت دریا، بی‌هیاهو
خدا بی ما و با ما، بی‌هیاهو
از این بیدادها، نامردمی‌ها
دلم خون است، اما بی‌هیاهو

از تازه‌ترین اثر به چاپ رسیده “بدون واژه می‌آیم سراغت” – پاییز ۱۳۸۹

محمدرضا مهدیزاده | دسته‌بندی نشده


آدرس ایمیل بصورت عمومی نمایش داده نمی شود.


مثال : http://www.m-mehdizade.ir

نظر شما: